ایلیا «میم» کیست؟

  1. معرفی
  2. آموزگار بزرگ تفکر
  3. آثار توقیف شده

Ostad-Iliyaایلیا رام الله در میان پیروان خود و در نقاط مختلف دنیا به اسم‏های مختلفی شناخته شده است... ظاهر او شباهتی به افراد مذهبی ندارد و خود مؤکداً گفته است که مذهبی و متشرع نیست . وی در باره دین و مذهب آموزش نمی دهد و به سوالات شرعی نیز پاسخ نمی گوید اما با این وجود اکثر تعلیمات او در راستای احیاء معنویت الهی و معرفت باطنی است....

ادامه مطلب

 

Peyman Fattahi- Elia Ramollah 1علم تفکر زیرساخت اصلی دانایی و هوشمندی انسان است... درواقع می‏توان گفت که علم تفکر تکنولژی هوشمندی و روش‏های دانایی است و این موضوع تأثیرات بسیار تعیین‏ کننده و اساسی خود را در حل مسائل (جدای از مقوله اطلاعات) بجا می‏گذارد. از این دیدگاه، با تحلیل شخصیت معلم بزرگ، ایلیا «میم» به نتایج جالبی برمی‏خوریم که به نوعی می‏تواند نمایانگر ابعادی از این تکنولژی هوشمند باشد...

ادامه مطلب

 

 

تا سال 1386 حجم متون تعلیمی او به بیش از 4000 صفحه رسید که در قالب 40 عنوان کتاب گردآوری شده بود. به جز کتاب «جریان هدایت الهی» که حاوی مجموعه سخنرانیهای ایلیا «میم» در سن 23 سالگی است -و در سال 77 با تدوین یکی از شاگردان وی چاپ شد- کلیه کتب تعلیمی وی تحت توقیف دایره ادیان و مذاهب اطلاعات بوده و اجازه انتشار ندارند.فهرستی از مکتوبات تعلیمی استاد ایلیا «میم» که تا سن 33 سالگی از ایشان در دست است عبارتند از ...

ادامه مطلب

 

قصار روز

Category گفت و شنودها خواندن 3779 دفعه

شفای الهی و درمان هماهنگ

۱- روش شما برای درمان بیماری ها چیست؟ آیا می توان همه بیماری ها را با شفای الهی درمان کرد؟

همه اماکن و مناطق یک شهر زلزله زده را نمی توان با یک روش، دوباره ساخت. همهٔ آفت ها و میکروب ها را هم به یک شیوه نمی توان از بین برد. بیماری ها مختلف اند پس درمان ها هم مختلف اند. روش درمان بیماری می بایست متناسب با بیماری و بیمار و شرایط او باشد که غیر از این ناهماهنگی است و خود ممکن است به بیماری شدیدتر و بزرگتری بدل شود. این، از اصول اولیه درمان هماهنگ است. مسائل و گرفتاری ها و بیماری های انسان به قفل های مختلفی می ماند که برای هر فقل کلیدی وجود دارد و هر فقل با کلید مخصوص به خود باز می شود. باز کردن هر قفلی با کلید مربوط به خود، روش درمان هماهنگ است، ولی اگر کلیدی با قفل تناسب نداشته باشد، نه تنها قفل را باز نمی کند بلکه ممکن است هم کلید خراب شود و هم قفل را چنان کند که حتی با کلید مربوط به خود هم باز نشود. لکن شاه کلیدی وجود دارد که می تواند همه قفل ها را بگشاید. آن شاه کلید که تسلیم الهیست می تواند همه مسائل را حل کند؛ همه بیماری ها را درمان کند و به همه رنج ها پایان دهد زیرا در این شاه کلید پادشاه جهان ها، خداوند حی و حاضر نهفته است و می آید. از این است که بهترین راه شفا یافتن از بیماری ها و برکت دادن به زندگی، تسلیم الهیست، ارتباط الهیست، دعا و توکل حقیقی است. آنگاه که انسان به خداوند حی و قیوم تسلیم می شود همه زندگی او شفا می یابد و او نه تنها از بیماری های ظاهری و باطنی رهایی می یابد بلکه همه چیز و تمامیت وجود او برکت یافته است. تسلیم الهی راز نوریافتگی است و این نور الهیست که زندگی می آورد، مرگ را می برد و بدی را می زداید. شفای حقیقی در خدادرمانی است نه درمان های دیگر. شیوه های دیگر درمان، شاخه های این درخت شفا بخش اند. شاخه هایی که اگر از این درخت نورانی جدا شوند، خشکیده و بی اثرند و برای سوختن خوب تراند نه برای ساختن.

۲- نمونه های زیادی بوده و هستند از بیماری ها و دردهایی که برای انسان های خوب و باخدا وجود داشته است. حتی بعضی از پیامبران و انسان های والامقام روحی به علت بیماری مرده اند. آیا این مطلب نشان دهنده کافی نبودن ارتباط الهی برای درمان و بهبودی نیست؟

در بازگشت به حضور الهی و در ارتباط با خداوند همه بیماری های انسان درمان می شود و اگر انسان در فضای خدمتگزاری الهی دچار درد و بیماری شود، این بیماری نیست. چنین دردی، خود شفا و هدایت است... بعضی از رنج ها گنج اند، بعضی از دردها دُرِِِِِِاندــــ و بیماری هایی هستند که بیداری اند. و بیماری های خدمتگزار خداوند، برکت است. اگر کسی در روند تسلیم شدن خود به خداوند دچار گرفتاری شد، این به آن معناست که او در آستانه گشایش قرار گرفته است. نتیجه بیمار شدن خدمتگزار الهی، نزدیکی هر چه بیشتر به خداوند است. رنجی که مؤمن به خدا می کشد فاصله های او را با خدا کم می کند و نور الهی هر چه بیشتر بر او فرو می ریزد.

۳- بنابراین آیا می شود اینطور نتیجه گرفت که در شیوهٔ درمانی الاهیسم همه بیماری ها با یک روش درمان می شود و این روش هم تسلیم و ارتباط الهی است؟

نور و شفا و برکت الهی را از یک طریق می توان دریافت کرد و آن تسلیم الهیست که ارتباط الهی و ابعاد آن صوری از آنند اما درمان همیشه به معنای شفا و مانند شفا نیست. راه شفا یکیست اما راه های درمان بسیار است. برکت و شفا مانند زندگیست و درمان همچون روش های زیستن است. همهٔ انواع مسائل، بیماری ها و گرفتاری های انسان، و با نگاه دیگر، همه قفل های زندگی، کمتر از چهل نوع هستند و بنابراین برای گشودن همه انواع قفل ها و مسائل، در تعالیم حق، چهل کلید وجود دارد. نگاه، کلام، رویاها، اندیشه ها، نشانه ها، توبه (پرهیز)، سپاسگزاری، ایمان، انکار، قربانی، اسماء الهی، نورها، سکوت، خواب ها، طبیعت و آنچه در آن است، وضعیت های جسمانی، وضعیت های چشم، آهنگ های موزون، تنفس، اصوات مقدس و چیزهای دیگر، نمونه هایی از این کلیدها هستند. در زندگی یک انسان ممکن است هزاران انسداد و قفل و مسئله وجود داشته باشد که اگر او بخواهد همه آن ها را باز کند و زندگی را در همه زوایا به جریان بیاندازد باید از کلیدهای بسیاری استفاده کند. استفاده از کلید متناسب، برای هر قفل زندگی، استفاده از روش درمان متناسب برای هر بیماری، درمان هماهنگ محسوب می شود. اما راه حل دیگر "یکیست که همه چیز است" یک کلید است اما شاه کلید است و همه کلیدها را در خود دارد. جواب همه سوالات است. پاسخ همه نیازهاست. گشایندهٔ همه درهای بسته است. زدایندهٔ همه بدی ها و درمان همه بیماری هاست. آن یکی، خداوند حی و حاضر است. و راه برخورداری از خداوند، تسلیم و خدمتگزاری است که با آن، ارتباط الهی هم تجربه شدنی است.

۴-صرف نظر از موضوع ارتباط، راه هایی را که برای درمان ذکر فرمودید متنوع است. در سیستم های درمانی طب حاشیه هم راه هایی که پیشنهاد می شوند خیلی زیاد هستند. از بین این همه روش درمانی عملاً باید به کدام یک از آنها پرداخته شود؟

درست است که روش ها متعدد هستند اما امکان شما محدود است و برای همهٔ آن ها یکسان نیست. چطور می شود پیغام خود را به کسی که در جای دیگریست برسانید. با نامه، پیک انسانی، ارتباطات مدرن یا دیگر روش ها. شما از راه های مختلف می توانید پیغام خود را برسانید اما عملی ترین و متناسب ترین شیوه ها، تعدد و تنوع زیادی ندارند بلکه حتی از بین همین روش های قابل انجام هم غالباً یک روش، هماهنگ ترین است. و شما برای یافتن هماهنگ ترین شیوه درمانی لازم است تفکر و تعمق کنید. این مسئله ایست که خود بیمار یا درمانگر راستین باید پاسخ آن را بیابد اما اگر نادیده گرفته شود و بنابراین راحت ترین روش انتخاب شود، وقوع درمان قطعی، دور است.

۵- کلیت درمان دینامیکی و هماهنگ چگونه صورت می گیرد؟

مطابق اصل هماهنگی، برای هر مسئله ای راه حلی متناسب وجود دارد. پس شما نمی توانید مسائل مختلف را با یک روش (نه الهی) حل کنید.(۱)بنابراین برای درمان بیماری، باید بیمار و بیماری و شرایط بیمار را بشناسید سپس روش درمان را معلوم کنید. هر بیماری نسخه مخصوص به خود را می طلبد. هر دردی درمان خاص خود را می خواهد. و نسخه و روشی که مربوط به امروز است ممکن است فردا به شیوه دیگری اعمال شود نه به شیوه امروز. باید دید بیماری چگونه بوجود آمده تا چگونه رفتن آن مشخص شود... این عاقلانه نیست که گمان برود با یک روش فرعی می توان همه بیماری ها را درمان نمود و با استفاده از یک روش تک بعدی، به حل مسائل در همه ابعاد پرداخت. در شفای متعالی ابتدا باید بیماری و شرایط آن را شناخت و بعد روش درمان را برگزید...

۶- در شیوه ای که شما می فرمایید (درمان هماهنگ و شفای الهی) چطور باید با بیماری مواجه شد و در برابر بیماری چه اقدام عینی و عملی را انجام داد؟

نمی توان از قبل حکم قاطعی را برای آنچه ممکن است پیش آید صادر کرد. شفای متعالی با حداکثر هماهنگی ممکن عمل می کند. بنابراین به این سوال، در زمان و شرایط بیماری باید پاسخ گفت. لکن بر حسب اینکه بیماری ها معانی گوناگونی دارند و خود گوناگون اند، وقتی که می آیند ممکن است لازم باشد آن ها را درمان کرد اما این فقط یک راه حل است و نه همه راه حل ها. در شفای متعالی که اتکاء اصلی آن به حضور خداوند متعال است شاید بعد از شناخت بیماری، لازم باشد به تجربه آن ادامه دهید و با آن راه بیایید. ممکن است شنیدن پیام آن و دریافت تعلیم آن کافی باشد و از این طریق، بیماری، شما را ترک کند. شاید مناسب باشد که بگذارید تشدید شود و اوج آن را تجربه کنید. بیماری ممکن است قلابی باشد که دسته آن در دست خداوند است بنابراین وقتی انسان را گرفتار خود ساخت باید از طریق آن، شتابان به سوی خدا رفت و به حضور الهی شتافت. در شفای متعالی توسل آنی به دوا و درمان یکی از راه حل های هماهنگ است که گاهی و نه همیشه، موثر و متناسب است. بعضی از بیماری ها برکت اند و برکت آورند پس نباید زود از خیر آن ها محروم شد و نه آن طور که می گویند از شرشان خلاص شد. بعضی شان حفاظت کننده و نگه دارنده اند پس نباید زود هنگام از پناهگاه خارج شد چون نقش پناهگاه را دارند. بیماری هایی هستند که برای تطهیر و پالایش انسان می آیند باید بگذارید شما را تطهیر کنند. و بیماری هایی که جبران کننده اند... و مرض هایی که هشدارند. هشداری به یک قوم. باید آن را به همگان اعلام کرد�

۷- با این وصف این برداشت پیش می آید که اگر بیمار شویم شاید لازم باشد که برای درمان خود اقدام مستقیمی صورت ندهیم. آیا این برداشت درست است؟

اگر شفاگر الهی این را به شما بگوید، بله. اگر با وضوح و روشنی کافی و به طور محکم و قاطع بر تو مسلم شد که بلافاصله به سراغ درمان آن نروی، بله. لکن اگر چنین وضوح و قطعیتی در کار نباشد، بهترین راه، توسل به نام خدا، توکل بر حضور خدا و سپس مراجعه به طبیب است. حال، بهترین طبیبی که در دسترس است. در این صورت عمل به نسخه طبیب پس از توسل به اسم خدا و توکل به حضور الهی، هماهنگ ترین کار است.

۸- آیا منظورتان از طبیب همین پزشکان معمولی است. آیا نظر شما اساساً درباره پزشکی مثبت است؟

پزشکی به معنای مصطلح آن، خدمت زیادی به بشر کرده و یکی از پربرکت ترین و مفیدترین علوم بشری بوده که بیش از بسیاری از رشته های دیگر، برای انسان نتایج خوب را به دنبال داشته است. پزشکی خیلی ها را از تهدید مرگ و گرفتاری بیماری رهانده است اما کم نبوده اند کسانی که به واسطه آن، روانه قبرستان شده اند. نقل شده که حکیمی بود که هرگاه از کنار قبرستان می گذشت عبای خود را روی صورت اش می کشید. وقتی دلیل کارش را از او پرسیدند گفت که از مردگان این قبرستان شرم دارم چون بیشترشان را من به قبرستان فرستادم. این واقعیت امروز هم قوت دارد. علم پزشکی و روش های آن کامل نیست و به دلیل ضعف ها و نارسایی هایی که دارد، در کنار خیر فراوانی که رسانده، خالی از شر هم نبوده است.

۹-این روزها بیش از هر زمان دیگری درباره روش های انرژی درمانی و معنوی، روش هایی مانند انرژی زایی، می شنویم. لطفا نظرتان را در این باره بفرمایید.

نه تنها روش های باطنی درمان، که روش های باطنی انسانِ امروز برای برخورد با مسائل زندگی و تحقق قصدهایی که او دارد گاهی بسیار ساده لوحانه و بچه گانه است. برخورد بشر این عصر با موضوعات باطنی، غالباً بسیار سطحی و غیرهوشمندانه است. او یک نقطه را می بیند اما از هزاران نقطه دیگر که کل تصویر را می سازند، غفلت می کند. روش های انسان امروز، متعصبانه و مطلق گرایانه است. چیزی که می بیند آن قدر ذهن اش را پر کرده که جز آن را نمی تواند ببیند. بنابراین همه چیز را از چشم بینش محدود و زوایه ای خود تماشا می کند. جزء را می بیند پس همه چیز را جزئی و از همان روزنه جزء می بیند. کل را فراموش می کند اگر به آن اشاره ای هم می کند درک و توجهی در اشاره او نیست...

این نگاه ناهماهنگ و نامتعالی درباره روش های درمان و سایر روش های باطنی همانند روش های رویابینی، انرژی زایی، ارتباط باطنی، تفکر و دیگر راه های روح هم صادق است.

۱۰-آیا مراجعه به درمانگران رشته های پزشکی حاشیه و یا انرژی درمانگران کار اشتباهی است؟

بر فرض اینکه مدعیان چنین روش هایی در کار خود ماهر و بر کار خود مسلط باشند، می توان کار آن ها را گاهی و برای برخی از بیماری ها، تا حدی موثر دانست. اگر انتخاب روش، هماهنگ با بیمار باشد، این تأثیرگذاری به حداکثر خود می رسد. لکن اگر این شیوه ها هماهنگ نباشد، که انتخاب هماهنگ آن نیازمند هوشمندی بالایی است، و اگر تهی از نور و شفای الهی و خالی از حضور شفادهنده خداوند باشد، اثر آن ها جدی و عمیق نیست زیرا شفای حقیقی، در نور خدا و حضور الهی است و شفادهنده حقیقی خداست که از طریق روح و کلمه خود عمل می کند... ممکن است شخصی ظاهراً با روشی غیرالهی درمان شود اما حتی اگر به ظاهر هم درمان شود، شفا نمی یابد. درمان او قطعی و همیشگی و کامل نیست. روش های تک بعدی و زاویه ای غالباً بیماری را درمان نمی کنند بلکه آن را تبدیل یا جابجا می کنند. در جایی بیماری را سرکوب می کنند اما همان بیماری با متعلقاتی جدید، از جای دیگری سر درمی آورد. و غالباً قوی تر و پیچیده تر از گذشته. عمدتاً بیماری را موقتاً غیرفعال می کنند و آن را به حاشیه ای از جسم و روان می رانند اما بیرون نمی رانند. و گاهی آن را مثل فنر، فشرده می کنند چنان فشرده که اگر باز شود، ضربه آن سخت تر از گذشته خواهد بود...

۱۱- اعتقاد به این موضوع که اسم خدا درمان بیماری است یا اگر دعا بخوانیم بیماری مان درمان می شود و مواردی از این نوع، جزو اعتقادات معمول مردم در بیشتر نقاط دنیاست. اما علی رغم آن ما شاهد بیماری های ریز و درشت بسیاری در بین مردم هستیم. اگر واقعاً چنین اعتقادی می تواند کمک کند پس چرا بیماری ها تا این اندازه در بین مردم شیوع و گستردگی دارند؟

               اگر نام های خداوند واقعاً خوانده شوند شفادهنده اند. اما اگر از سر غفلت و بی توجهی بیان شوند نباید انتظار کار بزرگی را از آن ها داشته باشید. بیشتر مردم می گویند توکل ما به خداست اما کمتر کسی ممکن است به خداوند توکل کرده باشد. اکثراً دعا می خوانند اما نادرند کسانی که دعا را آموخته اند؛ و همه خدا دارند اما کمیابند کسانی که خدا را یافته اند.

۱۲- بعضی ها تاثیرات عمل دعا را ناشی از تاثیر باور و تلقین می دانند. آیا این درست است؟

تأثیر تلقین، سطحی و کاملاً محدود است. تلقینِ به تنهایی، نمی تواند بیش از یک دهم تأثیر را به وجود آورد و این یک دهم، اوج و شدت آن است و در صورتی است که تلقین کامل و عمیق انجام شود. تلقین می تواند بر برگ های درخت بیماری اثر بگذارد اما بر خود درخت یا بر ریشه آن چنین تأثیری ندارد. در داستان هایی هم که درباره قدرت تلقین است عوامل دیگری مانند ارتباط و تمرکز و ایمان عمل کرده اند نه صرفاً تلقین. مخصوصاً در این قرن اخیر، این را بسیار گفته اند که هر چیزی که باور کنی اتفاق می افتد. ولی واقعیت چیز دیگریست. اگر باور را از ایمان و ارتباط و مشاهده و دیگر عناصر به ظاهر مشابه جدا کنید، در این حالت، قدرت باور بسیار کمتر از آن چیزی است که می گویند. بر خلاف نظر بیشتر معنوی نویسان و روان شناسان مدرن، باورِ خالی قدرت زیادی ندارد و نمی تواند کار زیادی به انجام برساند. خودتان می توانید برای این واقعیت مثال های فراوانی بیاورید. آن قدرتی که به باور نسبت می دهند متناسب با قدرت نگاه و مشاهده و ارتباط و مانند این هاست.

۱۳- آیا تعهدی که شما به... داده اید و تهدیدی که مطرح شده است فقط در زمینه های مربوط به درمان و شفا بوده است یا به طورکلی درباره برگزاری دوره های عمومی شما بوده؟

در هر میدانی لازم است قانون جاری میدان را رعایت کرد. من هم به قانونی که جاری و زنده است عمل می کنم و آن را نمی شکنم. ولی به کسی هم جز خدا متعهد نیستم و به کسی تعهد نداده ام اما تهدیدات همیشه مطرح بوده اند... ولی چه تهدیدی باشد چه نباشد تعالیم برقرارند و جریان دارند. اما درباره درمان و شفا. قرار نیست ما مطب و بیمارستان راه بیاندازیم لکن می خواهیم درباره راه اندازی یک درمانگاه درونی، در درون انسان بگوییم و عمل کنیم.

۱۴- از نقطه نظر فرهنگ هایی که به مذهب وابستگی دارند و تقریباً از نظر بیشتر مکتب های معنوی ریشه اصلی همه بیماری ها گناه است. به نظر شما علت اصلی بیماری چیست؟

بیماری ها علل مختلفی دارند و بیماری های بسیاری نتیجه گناهان و شرارت ها و بدی های انسان اند. اما همیشه این طور نیست. بیماری ها و مسائل نوعی تجربه اند که در تقدیر بشراند. جزئی از زندگی اند. در این دنیای دو قطبی هر چیزی با عکس خود همراه است. سیری با گرسنگی است. لذت با رنج است. سلامتی نیز با بیماری توأم است. اگر بیماری نباشد، تعادل زندگی این جهان و دوگانگی این دنیا انکار شده است. به همان دلیلی که باید سالم باشیم، به همان دلیل هم بیمار می شویم. بیماری یکی از واقعیت های زندگی این دنیاست که باید پذیرفته و از آن گذر شود. اگر رنج نباشد لذت معنا نمی دهد و اگر بیماری نباشد سلامتی بی معناست. باید رنج و بیماری و مسئله وجود داشته باشد تا حقیقت آشکار شود. تجربه حقیقی یگانگی، از میان دوگانگی ها ممکن است. اگر تاریکی نباشد چه کسی نور را می شناسد و اگر روشنایی کمتر را ندیده باشیم کی قدر روشنایی بیشتر را می دانیم. اما هر کسی تجربه منحصر به خود را دارد. بعضی بیماری ها خودشان شفا هستند. نور هستند و با خود نور می آورند پس نمی توانند نتیجه گناه و شرارت باشند. بسیاری از انسان های بزرگ و مقدس رنج ها و بیماری های فراوانی را تجربه کردند اما این به معنای شرور بودن آن ها نیست. این خود نشان دهنده تواضع و بزرگی آنان است. و کم نبوده اند انسان های شروری که ظاهراً کمتر از دیگران دچار رنج و بیماری شده اند.

و آیا گیاهان، خاک، آب و جانورانی که بیمار می شوند همگی گناه کرده اند و دارند گناه خود را جبران می کنند؟ گاهی از نظرات و آموزه های بعضی از مکتب های باطنی و فرهنگ های مذهبی متعجب می شوم که چرا این قدر با شتابزدگی و علم اندک به قضاوت نشسته اند.

۱۵- با توجه به اینکه ناخوشی و بیماری ممکن است به علت های مختلفی باشد آیا ترکیب روش های مختلف درمانی برای مبارزه با یک بیماری کار درستی است؟

راه حل های ترکیبی غالباً آن طور که درباره آن ها تصور می شود عمل نمی کنند. این برداشتی سطحی است که انسان فکر می کند اگر راه حل های مختلف یک مسئله را با هم ترکیب کند الزاماً به راه حلی کامل تر و موثرتر می رسد. حصول راه حل کامل تر در صورتی است که راه حل های ترکیب شده با همدیگر هماهنگ و همگرا و مکمل باشند. گاهی یک راه حل ترکیبی در مقایسه با یک راه حل ساده ناتوان و غیرموثر محسوب می شود. در هر حال، قدرت در یکیست پس وقتی که یک تدبیر، ترکیبی از تدابیر متفرق و متناقض باشد مردود است. در درمان های ترکیبی هم همین صادق است. اگر روش های درمانی با همدیگر هماهنگی داشته باشند، موثر است.

۱۶- در شفای الهی، مهم ترین کاری که شخص بیمار می تواند انجام دهد تا شفا پیدا کند چیست؟

برقراری ارتباط با خداوند اصلی ترین کاریست که او باید به انجام برساند. اگر ارتباط انسان با حضور خداوند برقرار شود، اگر انسان آگاهانه در حضور الهی قرار گیرد و خواسته خود را حضوراً و به صورتی زنده و مستقیم به خداوند عرضه کند، دعای او مستجاب خواهد شد و نور و شفا را دریافت خواهد کرد.

۱۷ -شاگردان شما می گویند برای بعضی از افراد کارهای بسیار بزرگی کرده اید. بعضی از بیماران لاعلاج را که از نظر پزشکی در سرازیری مرگ قرار داشته اند شفا داده اید. آنها می گویند شما می توانید معجزه کنید، دعاهایتان در دم مستجاب می شود و حرف هایتان فوراً اتفاق می افتد. پس چرا برای این همه دردمند و بیمارکاری نمی کنید؟

شفای الهی تنها در روح خداست و شفای حقیقی، کار بشر نیست. و اگر منظور تو شخص من است من هم یک انسان ام مانند انسان هایی دیگر. شفادهنده حقیقی فقط و فقط خداوند است که فقط از طریق روح خود شفا می بخشد. نور و برکت و شفای الهی فقط از طریق روح الهی می آید و نه هیچ موجود دیگری. استجابت دعا فقط برای کسی است که روح خدا به دعایش آمین بگوید و تنها کلام کسی تحقق می یابد که موافق کلام خدا باشد.

اگر چیزهایی را که تو به نقل از دوستانم گفتی کس دیگری بتواند انجام دهد من هم می توانم و اگر چنین کسی نباشد من چطور می توانم؟...

اما من قصد ندارم کسی را به خود وابسته کنم و هرگز نیز به بی عدالتی دست نخواهم زد. راه، نشان داده شده. راه را خودمان باید برویم. خودمان تجربه کنیم، بیاموزیم و بگذریم. نباید بی اذن نور به سرنوشت کسی وارد شد و در تقدیر کسی تصرف کرد. اگر هم قرار باشد که تو کسی را از راه بگذرانی و نه اینکه او با پای خودش عبور کند، این ارتباط اوست که تعیین می کند... به جای ماهی، دوست دارم قلاب ماهیگیری را به تو بدهم اگر ظرفیت تو بیش از قلاب بود، تور را به تو خواهم داد و اگر ارتباط تو بزرگتر از این بود، تور ساختن را به تو می آموزم، بعد از این (...) تو باید تور و ماهی و ماهیگیری را رها کنی و تماماً صرف دریا شوی و با دریا و در دریا و برای دریا زندگی کنی.

۱۸-بعضی از افراد درمانگر می گویند که با شما ارتباطی روحی دارند و به عنوان واسطهٔ روحی شما عمل می کنند. چند تن از این اشخاص تاثیرات درمانی فوق العاده ای داشته اند. مواردی هم بوده که اتفاق خاصی نیفتاده است. آیا اینها واقعاً با شما ارتباط روحی دارند؟

... اگر او توانست قدرت نام خدا را آشکار سازد، قابل اعتماد است و می توانید به او اطمینان داشته باشید. اگر نه، اعتمادپذیر نیست.

۱۹-چند روز پیش شنیدم که شما می خواهید در هر کشوری همه بیماران را یک جا در استادیوم های بزرگ جمع کنید و به آنها شفا بدهید. آیا این درست است؟

... من آن را گفته ام. هر حرفی و هرخبری که هماهنگ، عادلانه، معقول، الهی و متعالی نیست من نگفته ام و نمی گویم و خبرش درباره من دروغ است. فراموش نکنید که قصد ما از طرح تعلیم درمانی آموختن بهترین برخورد ممکن با بیماری و یافتن هماهنگ ترین راه برای مواجه شدن با آن است. ما قصد نداریم همه بیماران را درمان کنیم حتی قصد چنین کاری از ریشه اشتباه و متناقض است. ما راه را نشان می دهیم اما پیمودن راه بعهده جوینده است. شیوه رفتن را می آموزیم اما به مقصد رسیدن با پوینده راه است. ما عالی ترین پیام را، پیامی که حامل نور و شفاست، می رسانیم لکن دریافت پیام و برخورداری از آن با دریافت کننده است.

۲۰- آیا این صحت دارد که برای درمان بعضی از ثروتمندان غربی و شیوخ عرب میلیون ها دلار حق درمان مشخص کرده اید. در این صورت مردم کم درآمدی که پول زیادی ندارند چه باید بکنند؟

من به کسی و به پول کسی نیاز ندارم... گفته ام که پول را در کجا مصرف کن اما از کسی پولی نخواسته ام. برای تحقق آنچه می خواهی، و برای دریافت شفا و برکت باید قربانی داد و این قربانی چیزی است که برای تو مهم است و به آن وابسته ای. آنها هم به پول و قدرتشان وابسته اند. اما شفا و برکت الهی را نمی توان با پول، خرید و فروش کرد. چنین قربانی هایی قیمت آن نیست، کمترین قیمت آن است. برای آنکه تو به چیز بزرگتری دست یابی لازم است از چیز بزرگی، چیزی که برای تو بزرگ است چشم بپوشی. اگر امکان آن باشد که بیماری لاعلاج یک پادشاه علاج شود شاید قیمت اش پادشاهی اش باشد و برای یک سیاستمدار چشم پوشی از سیاست و برای یک ثروتمند چشم بستن بر ثروت خود.

۲۱- در بعضی از کتاب ها و متن ها گزارشات و توضیحاتی درباره شما آمده است اما اشاره ای به اسم شما نشده است یا اگر هم اشاره شده به صورت اسم مستعار است. به عنوان مثال در گزارشات مربوط به زلزله بم، سونامی اندونزی، یازده سپتامبر و در کتاب پدیده های انرژی زایی و در ضمیمه کتاب دایره المعارف شفا و چند جای دیگر هم. فایده این کار در چیست؟ چرا اسم شما صراحتاً نیامده است؟ آیا به نظرتان پیامدهای منفی این کار بیشتر از پیامدهای مثبت آن (اگر پیامد مثبتی داشته باشد) نیست؟ به همین وسیله بعضی ها ممکن است سوءاستفاده کنند و خود را به جای شما معرفی کنند.

فعلا این مهم نیست.

پی نوشت:

۱-- نور و شفای الهی یک روش محسوب نمی شود بلکه "فرا روش" است.

 

نظر دهید

0

ما 14 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

FacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksLinkedin

عضویت در خبرنامه سایت

captcha 

همه حقوق نزد وبگاه معرفی استاد ایلیا «میم» رام الله محفوظ است © 2016.