ایلیا «میم» کیست؟

  1. معرفی
  2. آموزگار بزرگ تفکر
  3. آثار توقیف شده

Ostad-Iliyaایلیا رام الله در میان پیروان خود و در نقاط مختلف دنیا به اسم‏های مختلفی شناخته شده است... ظاهر او شباهتی به افراد مذهبی ندارد و خود مؤکداً گفته است که مذهبی و متشرع نیست . وی در باره دین و مذهب آموزش نمی دهد و به سوالات شرعی نیز پاسخ نمی گوید اما با این وجود اکثر تعلیمات او در راستای احیاء معنویت الهی و معرفت باطنی است....

ادامه مطلب

 

Peyman Fattahi- Elia Ramollah 1علم تفکر زیرساخت اصلی دانایی و هوشمندی انسان است... درواقع می‏توان گفت که علم تفکر تکنولژی هوشمندی و روش‏های دانایی است و این موضوع تأثیرات بسیار تعیین‏ کننده و اساسی خود را در حل مسائل (جدای از مقوله اطلاعات) بجا می‏گذارد. از این دیدگاه، با تحلیل شخصیت معلم بزرگ، ایلیا «میم» به نتایج جالبی برمی‏خوریم که به نوعی می‏تواند نمایانگر ابعادی از این تکنولژی هوشمند باشد...

ادامه مطلب

 

 

تا سال 1386 حجم متون تعلیمی او به بیش از 4000 صفحه رسید که در قالب 40 عنوان کتاب گردآوری شده بود. به جز کتاب «جریان هدایت الهی» که حاوی مجموعه سخنرانیهای ایلیا «میم» در سن 23 سالگی است -و در سال 77 با تدوین یکی از شاگردان وی چاپ شد- کلیه کتب تعلیمی وی تحت توقیف دایره ادیان و مذاهب اطلاعات بوده و اجازه انتشار ندارند.فهرستی از مکتوبات تعلیمی استاد ایلیا «میم» که تا سن 33 سالگی از ایشان در دست است عبارتند از ...

ادامه مطلب

 

قصار روز

Category مقالات خواندن 2592 دفعه

حرفه ای بیندیشیم

حکم مدیریت عالی روی میزاتاقش بود. تا به امروز خودش زیر مجموعه ای از یک حوزه مدیریت بود ولی امروز رئیس آن حوزه مدیریتی شده است. یک مدیر ارشد و تصمیم گیرنده. حال از نظر بیرونی شرایط بیرونی فراهم شده است. از نظر درونی چطور؟ آیا اماده است؟ آیا هوشمندی اش همچون شجاعتش در پذیرفتن مسئولیت است؟ چطورمی تواند از نظر درونی خودش را آماده کند؟ چطور می تواند دیگر همچون یک زیر مجموعه نیندیشد بلکه همچون یک سرمجموعه بیندیشد؟ چطور مانند یک مدیر عالی بیندیشد و چطور همگان او را همچون یک مدیر عالی بدانند و به تصمیمات و راهبرد او تکیه کنند. جواب این سئوال را دبر ای بنتون در ۲۲ خصلت طبقه بندی کرده است شاید توجه و اندیشه مدیران در این حوزه بتواند آنها را به فضای فکری یک مدیر عالی پیوند زند. حال یک مدیر عالی چگونه است ؟

یک مدیر عالی

۱- اعتماد به نفس دارد

یک مدیر عالی مردد نیست. او روی هدف و مقصود خویش تمرکز می کند نه روی تردیدهایش اعتماد به نفس هر مدیر عالی در طول زمان وتجربه مشخص می شود و نمود بیرونی اعتماد به نفس یک مدیر این است که با افرادی که خود دارای اعتماد به نفس هستند حشر ونشر می کند. مدیری که خود اعتماد به نفس دارد تمایل دارد با افرادی شبیه به خود همکاری کند نه افراد متزلزل و مردد.

۲-در طرز برخوردش کنترل دارد

یک مدیر عالی می داند که هر طرز برخوردی که نتواند آن را اداره کند، منجر می شود که به آسانی از سوی دیگران اداره شود. یک مدیر عالی این موضوع را مد نظر دارد که موفقیت در مدیریتش مرهون گرایش ذهنی اش است تا قابلیت های ذهنی. به همین دلیل مشتاق آموختن است تا بتواند رفتارش را کنترل کند. پس طرز برخورد در وجنات ظاهری، آهنگ صدا، حالت بدن، شیوه دست دادن، کیفیت دست نوشته، پیام تلفنی، شیوه تصمیم گیری، فرمول تفویض اختیار و دیگر مشخصات خود دقت می کند و به کنترل هوشمندانه آن اهتمام می ورزد.

۳-اهل پافشاری است

پافشاری لجاجت نیست که تا سطح حماقت بالا رود. تعهد به نتیجه است صرف نظر از آنچه که باید در طول مسیر تحمل شود در مقابل ناامیدی ها، شکست ها دلسردی ها و تبعیض ها استقامت به خرج می دهد چون که می داند کسانی که استقامت می ورزند موفق می شوند.

۴- به بهبود پی در پی اهتمام می ورزند

بهبود یعنی آموختن. آموختن با تولید شروع می شود و با مرگ پایان می پذیرد. مدیر عالی همواره می کوشد بهتر شود. پس دائم در حال بهسازی خویش و آموختن است. یادگیری مستمر ایجاب می کند که با مردم گفتگو کند و از اشتباهات درس بگیرد و از تجارب دیگران بیاموزد و از رهبران کارآمد تقلید کند. به این موضوع هوشیار است که دانسته های تازه اش را چندان بروز ندهد چون ممکن است ایجاد حساسیت کند. او می داند نباید از دانشی به عنوان فرصتی برای آزار دیگران بهره جوید.

۵- صداقت دارد و پایبند به اصول اخلاقی است

یک مدیر عالی از گفتن حقیقت ابائی ندارد. کسی را اغواء نمی کند خلف وعده نمی کند و از گفته هایش عدول نمی کند. آمرانه رفتار نمی کند و حتی اگر مرتکب این عمل شد سعی بر توجیه آن نمی کند. با خودش صادق است هم در با طن و هم در ظاهر سوء تفاهم را را درک می کند و سطح اعتمادش به افراد بسیار بالا است از همین رو اعتماد دیگران را نیز به خودش جلب می کند.

۶-اول می اندیشد سپس می گوید

مدیر عالی بیش از سخن گفتن فکر می کند. این اندیشه به مفهموم تقلید از الگوها و حرکات آهسته در سخنرانی نیست. او به تبعات آنچه قصد دارد بگوید می اندیشد. او می داند که هر موقع قبلا در مورد پرسشی تفکر کرده پاسخ بهتری به آن داده است. او می داند چیزی خلاف تر از جوش و خروش های بی اختیار نیست که بعدها موجب تاسف شود. یک مدیر عالی می داند هرچه بیشتر پیش اندیشی کند کیفیت کارهایش بالاتر می رود.

۷-اهل سکوت است

سکوت نه به آن مفهوم که در برابر فعالیت های غیر قانونی و غیر اخلاقی ساکت باشد. بلکه اهل حفظ اسرار است. اهل بحث و جدل نیست. اجازه می دهد ذهنش استراحت کند و توجه به نفس داشته باشد. او از طریق سکوت اجازه به آشکاری ضعف های دیگران می دهد و از این طریق قدرت باطنی خویش را به نمایش می گذارد.

۸- خلاق است

یک مدیر عالی می داند اگر بخواهد الگو باشد باید خلاق باشد. او می داند که برای اینکه اختیار و آزادی داشته باشد باید خطر متفاوت بودن را بپذیرد. او می تواند عواقب منحصر به فرد بودن را تحمل کند تا برای همکارانش الگو باشد.

۹-فروتن است

چون اعتماد به نفس دارد. از استعداد و توانایی هایش با فروتنی سخن می گوید رفتار تصنعی پیش نمی گیرد چون نیازی ندارد. خودش است. اگر کسی حرف های قشنگی پیرامون او بگوید با مهربانی می پذیرد اما اصطلاحاً جو گیر نمی شود. مدیر عالی می داند که هرچه باشد و هر استعدادی که داشته باشد زمانی که کار به خوبی   پیش نرود نکوهش می شود و اگر کار به خوبی پیش رود اعتبار بزرگی بدست می آورد.

۱۰- سبک شناس است

یعنی رفتار مشخص در وقت مشخص دارد. همچون کسانی نیست که یک رفتار یکسان در همه اوقات داشته با همه افراد داشته باشند. شاید یک روزی ماموریتش را بدون از خود گذشتگی و مشارکت جویی انجام دهد و روزی رویه ای مشارکت جویانه ای را فرا روی خود قرار دهد.

۱۱- شهامت دارد

اهل ریسک است. ریسکی محاسبه شده و برای اینکه شهامتش در چارچوب واقع بینی باشد می اندیشد. صادق است و هوشیارانه نگاه می کند. او نگاه می کند اکثراً چه می کنند و از خود می پرسد آیا کار دیگری غیر از این می توان انجام داد؟ اگر این کار را نکنم چه می شود؟ و خوب فکر می کند تفکری هوشمندانه نه مرسوم.

۱۱- شوخ طبع است

گفتیم مدیر عالی اعتماد به نفس دارد افرادی که اعتماد به نفس دارند می توانند به خودشان بخندند افراد مشوش نمی توانند شوخ طبع باشند. شوخ طبعی برای آنکه واقعی باشد باید روش ثابت زندگی باشد. مدیر عالی می داند شوخی عامل مهمی است که می تواند فاصله ها را از نظر فرهنگی، مقام و دیگر موانع ظاهری کوتاه کند او می داند مردم کسانی را که با آنان می توانند بخنند دوست دارند.

۱۲- کمی اهل هنر نقش آفرینی اند

یک مدیر عالی می داند که هرکسی که در راس است باید اندازهای از هنر تئاتر بداند که اگر تحت فشار است بهتر است طوری رفتارش بنظر برسد که تحت فشار به نظر نرسد. به و ضعیت بدنی خودش توجه می کند پرتحرک، جوان، بلند نظر، مصمم و متین خودش را نشان می دهد.

۱۳-کلی نگری را همراه با جزئی نگری نگاه می کند

به این موضوع دقت می کند که این طور نیست که هرچه پست بالاتری داشته باشد باید به کلیات توجه کند تا به جزئیات. این را نقطه شکست خودش می داند. این را نقطه شکست خودش می داند پس به جزئیات به اندازه کلیات دقیق می شود. او می داند جزئی نگری به معنای سخت گیری بی مورد نیست بلکه به معنای دقیق بودن و بر عهده گرفتن مسئولیت کامل نتایج اقدامات است. می داند جزئیات به مفهوم آن نیست که اصل ماجرا فراموش شود. مدیر عالی می داند توجه به جزئیات باعث می شود تا شخص مقداری از دقت خویش را صرفه جوئی کند مقدار وقتی که ممکن است به علت سهل انگاری توجه به جزئیات و در نتیجه طی مسیر غلط از دست برود.

۱۴- در کارش خوبترین است

یک مدیر عالی می داند که بیش از هرکسی می تواند و ظیفه اش را با برتری انجام دهد آنچه که او را قادر می سازد تا از ابتدا تا به انتها کاری را به طور موثر و موفقیت آمیز انجام دهد بصیرت نظری او می باشد چراکه می داند چگونه بیندیشد و چگونه عمل کند و چگونه با مردم رابطه متقابل برقرار نماید.

۱۵-به خاطر کارکنانش می جنگد

مدیر عالی می داند اگر بخواهد همکارانش از او حمایت کند باید از آنان حمایت کند البته خوب است این حمایت او را از دایره عدالت خارج نکند او می داند که بهتر است به سمت های پائینی وفادار باشد و امتیاز و افتخار را بین آنها پخش کند. او به خوبی از تصمیمات کارکنانش دفاع می کند. او اعتماد آنها را با رفتار اعتماد بخش خود جلب کرده است. کارکنان در چنین محیطی خودشان هستند و نقش بازی نمی کنند و سعی در مخفی کردن خطا هایشان ندارند چون مدیرعالی آنها را سرزنش نمی کند و اشتباهاتشان را راهبرد می کند.

۱۶-اشتباه خودش را می پذیرد

اشتباه یک کوتاهی، یک تصور نادرست، یک سوء تفاهم یک دسته گل یک لغزش یک خطا یا یک سهو است. مدیر عالی اشتباهات را می پذیرد و آن را قبول می کند و سعی می کند آن خطا را تصحیح کند. رفع و رجوع نمی کند و دیگر آن را تکرار نمی کند چون می داند تکرار اشتباه یعنی عدم توجه به جزئیات، نگرش ضعیف و نیاز شدید   فرد به بهسازی و ضعیت خویش است.

۱۷- صراحت لهجه دارد.

مدیر عالی رک و صریح است. حاشیه نمی رود. شرح اطلاعات اصلی را فراموش نمی کند. آسیب پذیر نیست چاله ای برای خودش در گفتار درست نمی کند که نتواند از آن بیرون بیاید. اهل اصل مطلب است و همین را از همکاران خود اتظار دارد. چون کسی که اصل مطلب را نمی گوید مردد است و این تردید در نگاه او نهفته است صریح می نویسد یعنی در چند جمله خوانده را از چگونگی موضوع آگاه می کند.

۱۸- مهربان است

در عین قوی و با صلابت بودن صمیمی و با عاطفه است. او می داند که تنها با مهربان بودن است که می تواند بهتر بود. او برای مهربان بودن یک فرمول ساده دارد و آن این است که " آنچه کشت می کنی درو می کنی " پس به مردم احترام بگذار تا احترام مردم را در خود بیابی

۱۹- کنجکاو است

یک مدیر عالی اهل پرسیدن است. او می داند برای موفق بودن در هر کاری باید سئوال بپرسد و بدنبال پاسخ آن سئوال است. او در هر گفتاری جویای جوابش است پس خوب گوش می کند چون می داند اگر جستجو نکند جریان رشد متوقف می شود. او می داند با کسب اطلاعات جدید تازه اطلاعات قدیمی اش شفاف می گردد. او سئوال کردن را راهی برای پاسخ به مسائل می داند.

۲۰- اهل رقابت است

یک مدیر عالی می داند رقابت برای رشد فردی و حرفه ای چیز خوبی است چراکه سختی و مشقت مثبت که ناشی از مبارزه با حریف باشد مهارت را افزایش می دهد. پس باید روش های صحیح مبارزه هوشمندانه را فرا بگیرد.

۲۱- انعطاف پذیر است

انعطاف پذیری بی ارادگی و سست بود نیست. انعطاف پذیری یعنی توانائی شانه به شانه همه کارمندان و مقام های به ظاهر پائین تر کار کردن. یک نشانه فرد انعطاف پذیر ان است که بتواند در صورت لزوم تصمیم ها و و اندیشه نادرست را از ذهن بیرون کند و به آن معترف باشد.

۲۲-مهارت در قصه گوئی دارد

شاید این یک نکته خیلی عجیبی باشد اما باید گفت زندگی سرشار از لطایف و ظرایف است. یک مدیر عالی که در کار خودش متمرکز است به صورت کامل از لطایف و قصه ها برای توصیف، نمایش و نقاشی کردن و تصویر سازی و ظیفه اش استفاده می کند تا به خوبی ارتباط برقرار نماید. غرض از گفتن قصه غصه نیست بلکه غرض این است اطلاعات را به یاد ماندنی، روشن، مفید و مناسب نماید.

حال شما یک مدیر عالی هستید یا خیر. عجله نکنید بهتر است آماری جلو برویم. یک جدول تشکیل دهید که در ستون آن ۲۲ مورد ذکر شود و در ردیف مقابل هرمورد این داده ها را بیاورید :

الف) امتیازی که در هر مورد خودتان به خودتان می دهید

ب) امتیازی که سه نفر از کارمندانتان به شما می دهد

ج) امتیازی که فرد متخصص به شما می دهد

بین صفر تا بیست. بعد نتایج را تحلیل کنید شاید به نتایج جالبی برسید شاید آن حکم روی میز جلوه دیگری پیدا کند ؟!

منبع: نشریه تفکر متعالی

 

نظر دهید

0